::
× پولدار شوید - کسب در امد از طریق اینترنت اسان و رایگان ×
::
مدل لباس و مدا مو جدید 2009
::
گالری عکس های توپ 2009
::
عکس های رضایا
::
جک و اس ام اس توپ
::
عکس ماشین های گران قیمت
::
ختنه ی زنان در ایران
::
عکس عاشقانه جدید
::
قالب موزیک برای وبلاگ ورژن 2008
::
ابتذال در سینمای ایران
::
اس ام اس
::
جوک
::
عکس های زیبا از گوگوش
::
عضو شوید موبایل بگیرید مجانی
::
اس ام اس عاشقانه
::
عکس امینم eminem
::
وب تفریحی
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...
بابا اب داد
بابا نان داد
اما بابا یاد نداد
وقتی دل بستم چه کنم
وقتی عاشق شدم
چگونه جلو بروم
بابا یاد نداد
برای عشق باید از خود بگذرم
بابا نگفت
سکوت لحظه ها را بشکنم
بابام گفت روزی رسد که عاشق شوی
اما نداستم که این عشق چیست
ندانستم برای عشق باید از خودم
از هر چه دارم باید بگذرم
بابا نگفت اشک های عاشق را
اشک های که شب ها می ریزد
اشک هایی که بدون دلیل می ریزد
بابا نگفت غم های دوری را
بی خود شدن زوری را
بابا چرا نگفت؟؟؟
* شادى نوروزتان را به نسيم خُنُك بهارى بسپاريد تا جهانيان بدانند ايرانيان چه نوروزى دارند...!
*فرا رسيدن نوروز باستاني، يادآور شكوه ايران و يگانه يادگار جمشيد جم بر همه ايرانيان پاك پندار، راست گفتار و نيك كردار خجسته باد!
*كارگرداني است نوروز كه مي گويد نور...صدا...حركت و من براي به دست آوردنت همه نقشهاي عالم را بازي مي كنم.
* آسمان را مي خواهم براي عبور. جاده باريك است! ماه را مي خواهم براي نور. هوا تاريك است! تو را مي خواهم براي نظافت عيد. نوروز نزديك است!
* خواستم برات سبزه عيد بفرستم...گفتم شايد طاقت نياري و تا عيد بخوريش!
ادامه در ادامه......
بقیه در ادامه.......
بقیه ی داستان در ادامه.....
از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........بازی
از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت....... کینه
ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت ......... پول وثروت.
از پیری پرسیدن عشق چیست؟ گفت............ عمر
ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .......از من خوشبوتر.
از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر .
از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر.
ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟
ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم
ادامه ی مطلب....
دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است.
تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سكوت كرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت. خدا سكوت كرد. آسمان و زمین را به هم ریخت. خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشتهو انسان پیچید خدا سكوت كرد. كفر گفت و سجاده دور انداخت. خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد. خدا سكوتش را شكست و گفت: عزیزم، اما یك روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها یك روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یك روز را زندگی كن.
لا به لای هق هقش گفت: اما با یك روز... با یك روز چه كار می توان كرد؟ ...
خدا گفت: آن كس كه لذت یك روز زیستن را تجربه كند، گویی هزار سال زیسته است و آنكه امروزش را در نمییابد هزار سال هم به كارش نمیآید. آنگاه سهم یك روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی كن.
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش میدرخشید. اما میترسید حركت كند. میترسید راه برود. میترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد... بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایدهای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف كنم.
آن وقت شروع به دویدن كرد. زندگی را به سر و رویش پاشید. زندگی را نوشید و زندگی را بویید. چنان به وجد آمد كه دید میتواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشید بگذارد. می تواند ....
او در آن یك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمینی را مالك نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ....
اما در همان یك روز دست بر پوست درختی كشید، روی چمن خوابید، كفشدوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی كه او را نمیشناختند سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد. او در همان یك روز آشتی كرد و خندید و سبك شد. لذت برد و سرشار شد و بخشید. عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان یك روز زندگی كرد، اما فرشتهها در تقویم خدا نوشتند: امروز او درگذشت. كسی كه هزار سال زیسته بود!
عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
عشق یعنی ... به هزار زبون بهش بگی دوستت دارم .
عشق یعنی ... انفجار احساسات.
ادامه ی مطلب....
ادامه ی مطلب....
شوراي شهر قزوين اعلام كرد يوزارسيف تنها عزيز مصر نيست عزيز دل ما هم هست
قلب من باقلب تو خورده گره نکنه نازکنی بازکنی این دوگره
به ترکه میگن عاشورا چه روزیه؟ ترکه میگه روز جهانی شربت
بقیه در ادامه...!
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم
ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم"
اگه تو دنیا قرار بود جای چیزی باشم دوست داشتم جای اشکت بودم تا توی چشمت متولد شم و در گونه هایت جاری شم و جون بگیرم و روی لبت بمیرم
ادامه مطلب........
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. و این است عشق ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ !
بازم شادي و بوسه گلاي سرخ و ميخك، ميگن كهنه نمي شه تولدت مبارك. تولدت عزيزم پراز ستاره بارون، پر از باد كنك و شوق، پر از آينه و شمعدون.
وقتي مياي تو صحرا، راستي قيامت ميشه. دشت به اين بزرگي، غرق حسادت ميشه. هرجا قدم ميذاري، هزار تا دل نصيبه. شقايق از خجالت، سرشو پايين ميگيره. ياسمن و بنفشه، انگار كه گيج گيجن. عقاقيا ميدونن، پيش تو هيچ هيچن.
ادامه ی مطلب رو هم بخونین.....