» بابا.آب.نان.عشق....
بابا اب داد
بابا نان داد
اما بابا یاد نداد
وقتی دل بستم چه کنم
وقتی عاشق شدم
چگونه جلو بروم
بابا یاد نداد
برای عشق باید از خود بگذرم
بابا نگفت
سکوت لحظه ها را بشکنم
بابام گفت روزی رسد که عاشق شوی
اما نداستم که این عشق چیست
ندانستم برای عشق باید از خودم
از هر چه دارم باید بگذرم
بابا نگفت اشک های عاشق را
اشک های که شب ها می ریزد
اشک هایی که بدون دلیل می ریزد
بابا نگفت غم های دوری را
بی خود شدن زوری را
بابا چرا نگفت؟؟؟
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: یکشنبه 23 فروردین1388
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» عشق چیست؟
از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........بازی
از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت....... کینه
ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت ......... پول وثروت.
از پیری پرسیدن عشق چیست؟ گفت............ عمر
ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .......از من خوشبوتر.
از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر .
از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر.
ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟
ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: چهارشنبه 7 اسفند1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» عشق یعنی...........
عشق یعنی ... همون سلام اول.
عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
عشق یعنی ... به هزار زبون بهش بگی دوستت دارم .
عشق یعنی ... انفجار احساسات.
ادامه ی مطلب....
مشاهده ادامه عکس ها ...
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: شنبه 19 بهمن1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» دست خودم نیست....
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست.
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست.
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم.
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم.
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: چهارشنبه 4 دی1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» خسته!
خسته ام از خودم از زندگی از همه ریا ها و دورنگی ها از همه دروغ ها از همه ی آدم ها و ظاهر بینی ها خسته ام از دنیای پوچی که درون اش زندگی می کنم.
نمی تونم دیگه!نمی شه راحت نفس کشید و راحت زندگی کرد . دیگه از دنیا و و زیستن در کنار آدم هاش خسته ام ..دوست دارم برم و دور بشم از همه فریب ها از همه احساس ها و از همه ی دلتنگی ها می خوام سفر کنم به جایی که فقط من باشم با همون نیت پاک بچگی ام قلبی که تیره و کدر نشده باشه قلبی که فقط جایگاه یک عشق باشه .
دارم ناخواسته قدم می ذارم به دنیایی که ازش فراری ام دنیایی که اصلا دوستش ندارم "دنیای دروغ-ریا-دورنگی"می ترسم از دستش بدم . می ترسم هر چقدر هم فریاد بزنم و اشک بریزم باز هم صدایم را نشنود و اشک هایم را نبیند و مرا برای همیشه رها کند و دیگر سراغم را نگیرد ..
کم کم داره ترکم می کنه و از من دور می شه چون دیگه خیلی شب ها صدام به گوشش نمی رسه فکر می کنه فراموشش کردم ..ولی نمی دونه که بدون اون هم زنده نیستم .
ترک ام نکن من عاشقانه دوستت دارم و برای همیشه محتاج توجه توام .
نمی خوام هیچ کس جای عشق تو رو بگیره..
تنها تو برای همیشه!!
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: چهارشنبه 27 آذر1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» سکوت عشق
باد در میان شاخه درختان میپیچد و برگهای رنگارنگ را به هر سو میپراکند. آری پاییز یک بار دیگر از راه رسیده،آرام و بیصدا، سکوتش همه جا را گرفته. هیچ صدایی جز صدای کلاغها و خشخش برگهایی که در زیر قدمهای من له میشوند، شنیده نمیشود. چه پاییزها که یکی پس از دیگری سپری نشده. برگها در زیر پایم گویی صفحه خاطرات گذشتهاند که بر زمین افتادهاند و چون رویایی شیرین و رنگارنگ از نظرم گذر میکنند. از دیروز تا امروز فاصله تنها یک قدم است.
ادامه ی مطلب.....
مشاهده ادامه عکس ها ...
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: شنبه 2 آذر1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» قوانین عشقی نیوتن
قوانین عشقی نیوتن
قانون اول عاشقانه نیوتن : عشق نه به وجود میاد نه از بین میره فقط از دختری به دختر دیگه تغییر حالت میده
قانون
دوم عاشقانه نیوتن : مقدار عشق دختری به پسر بستگی به موجودی حساب بانکی
پسر داره و جهتش همجهت با افزایش یا کاهش موجودی میباشد.
قانون
سوم عاشقانه نیوتن : عشق پسر به دختر با سرعت ثابت ادامه داره تا وقتی
عامل خارجی (برادر یا پدر دختر) سر برسه و قلم پای پسر رو بشکونه
◊ نویسنده: معین
◊
تاریخ: پنجشنبه 4 مهر1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» شش عمل ناپسند آقايون در روابطشان با خانمها
آن روزها كه تازه با او آشنا شده بوديد، هميشه صورتتان را خوب اصلاح مي كرديد، لبخندهاي زيبا مي زديد، و در حضورش هميشه ادب را حفظ مي كرديد. اما حالا كه ديگر آن روزهاي اول به پايان رسيده است، ديگر هيچكدام از اين مسائل را رعايت نميكنيد.
معمولاً وقتي يك رابطه طولاني مي شود، مردها تنبل مي شوند و ديگر آن كارهاي كوچكي كه به خاطر طرفشان انجام مي دادند را كنار مي گذارند. به جاي آن شروع به انجام كارهايي مي كنند كه وقتي براي اولين بار طرفشان را ملاقات كردند، جرات انجام آن را نداشتند. بعضي از اين تغييرات تا حدودي طبيعي هستند، ما بعضي ديگر واقعاً باعث عصبانيت و ناراحتي خانم ها مي شود.
بقیه مقاله در ادامه ی مطلب......
مشاهده ادامه عکس ها ...
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: یکشنبه 31 شهریور1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» میخوای کسی رو عاشق کنی؟
- زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد
هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسانها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت. چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.
بقیه ی نکات در ادامه....
مشاهده ادامه عکس ها ...
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: پنجشنبه 28 شهریور1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» عشق و اساتید
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت
:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: سه شنبه 12 شهریور1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» روز ولنتاین دخترا و پسرا چه میکند
در بیشتر کشورهای دنیا ، دختر و پسرایی که با هم دوست هستن یک بسته شکلات
بهم کادو میدن. همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید
علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل،
یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه
ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه.
همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو
برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه .
◊ نویسنده: معین
◊
تاریخ: شنبه 19 مرداد1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» عشق در عالم اس ام اس
عشق یعنی: هر اس ام اس که می رسه امیدوار اون باشی.
عشق یعنی: برای هر کسی که می خوای اس ام اس بزنی اشتباهی واسه اون بفرستی.
عشق یعنی: دنبال یه موضوع میگردی که به اون اس ام اس بدی.
عشق یعنی:دایم موبایلتو چک می کنی که نکنه از اون اس ام اس رسیده باشه .
عشق یعنی: همش فکر می کنی موبایلت تو جیبت داره می لرزه اما نگاش که می کنی خبری نیست.
عشق یعنی: شب ایی که اس ام اس نمیاد اعصابت خورد میشه.
بقیه در ادامه ی مطلب
مشاهده ادامه عکس ها ...
◊ نویسنده: امین
◊
تاریخ: پنجشنبه 17 مرداد1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» نامه اسرار آميز
نامه اسرار آميز
محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.
در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای
لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم!
توجه : دوست خوبم
اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخوان
◊ نویسنده: معین
◊
تاریخ: دوشنبه 31 تیر1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» روابط عاشقانه - عشقولانه
آموزش روابط عاشقانه - برقراری ارتباط - دوستیابی تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است
2- همیشه عاشق و معشوق هم باشید
3- در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه
همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند.
4- صبح زود از خواب برخیزید و در کنار هم نظاره گر طلوع خورشید باشید
5-تمای یادگاری های عشق قدیمی تان را از بین ببرید و از این مهمتر این که همه عشقهای گذشته
تان را بدست فراموشی بسپارید
بقیه مطلب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید
مشاهده ادامه عکس ها ...
◊ نویسنده: معین
◊
تاریخ: دوشنبه 17 تیر1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |
» لـــــیــــلــــی
لـــــیــــلــــی
خدا مشتي خاک را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد،از عشق خود در آن دميد و ليلي پيش از آنکه با خبر شود عاشق شد.اکنون سالياني است که ليلي عشق مي ورزد،ليلي بايد عاشق خدا باشد زيرا خداوند در آن دميده است و هر که خدا در آن بدمد عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران ايران زمين است، و شايد نام ديگر انسان واقعي!!!! ليلي زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد،سرخ سرخ، گلها انار شدند،داغ داغ.هر اناري هزار دانه داشت.دانه ها عاشق بودند، بي تاب بودند،توي انار جا نمي شدند. انار کوچک بود، دانه ها بي تابي کردند. انار ناگهان ترک برداشت. خون انار روي دست ليلي چکيد. ليلي انار ترک خورده را خورد، اينجا بود که مجنون به ليلي اش رسيد.
در همين هنگام خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط كافيست انار دلت ترك بخورد.
خدا انگاه ادامه داد: ليلي يك ماجراست، ماجرايي آكنده از من، ماجرايي كه بايد بسازيش. شيطان كه طاقت ديدن عاشق و معشوقي را نداشت گفت: ليلي شدن ، تنها يك اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.آنان كه سخن شيطان را باور كردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
اما مجنون بلند شد، رفت تا ليلي اش را بسازد ...
خدا گفت: ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويشتن است.شيطان گفت: آسودگي ست، خيالي ست خوش.
خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است و فرو در خويشتن رفتن.
خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: ليلي خواستن است، گرفتن و تملك كردن
خدا گفت: ليلي سخت است، دير است و دور از دسترس است
شيطان گفت: ساده است و همين جا دم دست است ...
و اين چنين دنيا پر شد از ليلي هايي زود، ليلي هاي ساده ي اينجايي، ليلي هايي نزديك لحظه اي.خدا گفت: ليلي زندگي است، زيستني از نوعي ديگر چون سخن خدا بدينجا رسيد ، ليلي جاوداني شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد. ليلي مي دانست كه مجنون نيامدني است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلي راه ها را آذين بست و دلش را چراغاني كرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدني است.
خدا پس از هزار سال ليلي را مي نگريست، چراغاني دلش را، چشم به راهي اش را...
خدا به مجنون مي گفت نرود و مجنون نيز به حرف خدا گوش مي داد.
خدا ثانيه ها را مي شمرد، صبوري ليلي را.
عشق درخت بود، ريشه مي خواست، صبوري ليلي ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.
سايه اش خنكي زمين شد، مردم خنكي اش را فهميدند، مردم زير سايه ي درخت ليلي باليدند.
ليلي هنوز هم چشم به راه است چراكه درخت ليلي باز هم ريشه مي كند.
خدا درخت ريشه دار را آب مي دهد.
مجنون نمي آيد، مجنون هرگز نمي آيد. مجنون نيامدني است، زيرا كه درخت باز هم ريشه مي خواهد.
ليلي قصه اش را دوباره خواند، براي هزارمين بار و مثل هربار ليلي قصه باز هم مرد. ليلي گريست و گفت: كاش اين گونه نبود. خدا گفت : هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد ،ليلي! قصه ات را عوض كن.
ليلي اما مي ترسيد، ليلي به مردن عادت داشت، تاريخ هم به مردن ليلي خو گرفته بود.
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد، دنيا ليلي زنده مي خواهد.
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي است.
ليلي! زندگي كن !
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟
چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي بروبد؟ چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن، بلكه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بوده از ليلي هاي ساده ي گمنام و ......
◊ نویسنده: معین
◊
تاریخ: چهارشنبه 5 تیر1387
◊ موضوع:
برای عاشق ها...
◊ لینک ثابت
◊
 |